شکلات تلخ

i!!!
نویسنده : شکلات تلخ - ساعت ٥:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۸
 

هنوزم هنگم چرا این کارو کردی؟
1000بار گفته بودم جنبه این جور چیزا رو ندارم انقد عصبیم کردی که دلم میخواد با صدای بلند زار بزنم

من قبولت کردم چون میدونستی چی میخوام دستتو گذاشتی رو نقطه ضعفم!توی این مدت همش فکر میکردم چرا این منو انتخاب کرده؟این همه حوصله به خرج میده برا چی؟تا ابراز عشق کردی!تعجب کردم چطور تو که منو زیاد نمیشناسی گفتی میسناسم!و من حتی یه بار هم شک نکردم که تو میتونی بهم دروغ گفته باشی حالا من موندم با اینکه در تنبیهت برای این بازی مسخرت و دروغی که بهم گفتی چه کار کنم؟سرم از دست کارای احمقانه ی خودم داره منفجر میشه و از همه بیشتر متاسفم واسه ساده لوحیم و حماقتم!

متاسفم تمام قوت قلبتم نتونست برام کاری بکنه !!من همونم که بودم!1و الان بیشتر از پیش به ساده لوحیم پی میبرم


 
 
فعلا...
نویسنده : شکلات تلخ - ساعت ۱٢:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٤
 

میدونم که این مسئله هیچ اهمیتی برای کسی نداره اما لازم به توضیح است تموم پستای قبلیم کد دار شده و خصوصی!!میخواستم کلا وبلاگو پاک کنم راستش دلم نیومد اینه که خصوصیشون کردم!!

از این به بعد هم قصد نوشتن ندارم ولی به تک تکتون سر میزنم و میخونمتونماچ


 
 
کلاس ما
نویسنده : شکلات تلخ - ساعت ۱۱:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢٧
 

مشاهده یادداشت خصوصی


 
 
اعلام حضور
نویسنده : شکلات تلخ - ساعت ٥:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢٥
 

مشاهده یادداشت خصوصی


 
 
← صفحه بعد